السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
427
تفسير الميزان ( فارسي )
موافق ميل مردم باشد و چه نباشد و چه باعث طوع و رغبت آنان شود و چه مايه كراهت و ناخوشيشان ، علاوه بر اينكه از ناحيه خداى تعالى هم به منظور نصرت حق شديدترين نهى و بليغترين تحذير براى انبياى گرامش حتى از پيروى زبانى و عملى باطل صادر شده است ، چون معلوم است كه باطل چه در طريق حق واقع شود و چه در غير آن ، باطل است ، و دعوت به حق با تجويز باطل جمع نمىشود ، اگر چه اين باطل در طريق حق باشد ، آرى ، حقى كه باطل كسى ، به آن هدايت كند حق از جميع جهات نيست . و از همين جهت خداى تعالى فرموده : « وَما كُنْتُ مُتَّخِذَ الْمُضِلِّينَ عَضُداً » « 1 » . و نيز فرموده : « وَلَوْ لا أَنْ ثَبَّتْناكَ لَقَدْ كِدْتَ تَرْكَنُ إِلَيْهِمْ شَيْئاً قَلِيلًا ، إِذاً لأَذَقْناكَ ضِعْفَ الْحَياةِ وَضِعْفَ الْمَماتِ ثُمَّ لا تَجِدُ لَكَ عَلَيْنا نَصِيراً » « 2 » با اين وضع كوچكترين سهلانگارى و رودربايستى و خدعه اى در حق روا نيست ، چنان كه كمترين احترامى براى باطل نيست . و از همين جهت پروردگار متعال ، رجال دعوت و اولياى دين خود را كه همان انبياء ( ع ) هستند به چيزهايى كه راه ايشان را به پيروى حق و يارى آن نزديك و آسان مىسازد مجهز كرده ، و خود فرموده است : « ما كانَ عَلَى النَّبِيِّ مِنْ حَرَجٍ فِيما فَرَضَ اللَّه لَه سُنَّةَ اللَّه فِي الَّذِينَ خَلَوْا مِنْ قَبْلُ وَكانَ أَمْرُ اللَّه قَدَراً مَقْدُوراً ، الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِسالاتِ اللَّه وَيَخْشَوْنَه وَلا يَخْشَوْنَ أَحَداً إِلَّا اللَّه وَكَفى بِاللَّه حَسِيباً » « 3 » . بدين وسيله خبر داده كه انبياء ( ع ) در آنچه خداوند برايشان واجب كرده ، به ستوه نمىآمدند و در راه امتثال اوامر خدا ، از احدى جز او نمىترسيدهاند ، و از اين بيان مىتوان استفاده كرد كه آن بزرگواران در راه اظهار حق ، هيچ چيزى را مانع نمىديدند ، اگر چه اظهار حق كارشان را به هر جا كه تصور شود بكشاند و آنان را به هر مخاطره اى كه تصور شود بياندازد ،
--> ( 1 ) من هرگز گمراه كنندگان را در كار هدايت كمك نمىگيرم . سوره كهف آيه 51 . ( 2 ) و اگر نبود كه ما تو را بر حق ثابت قدم كرديم هر آينه نزديك بود كه مختصرى به سوى آنان ( كفار ) ميل كنى ، در اين صورت دو برابر عذاب دنيوى كفار و دو برابر عذاب اخرويشان را به تو مىچشاندم آن گاه ياورى براى خود عليه ما نمىيافتى . سوره اسراء آيه 75 . ( 3 ) پيغمبر تكليف ندارد كه خود را در آنچه خدا بر او واجب كرده به زحمت اندازد ، اين سنت خدا در انبياى قبل از وى هم جارى بود ، آرى ، امر خداوند هميشه اندازه دار و مقدور بوده است ، همان انبيايى كه رسالتهاى خدا را به مردم مىرساندند و از او مىترسيدند و از احدى جز خدا باك نداشتند ، و بس است خداوند براى حساب . سوره احزاب آيه 39 .